بـر بـالای افــ ـق ایـــستـ ـاده ام
بـه روزی مـ ــی انـدیـشـ ــم کـه بـا تــو بـاشـ ــم
جــانم را بـه بـاد صبـــ ـحگـاهــی می ســ ــپارم
بـا هــمه خـداحـ ـــافظی می کـــنم
چــرا که تـــو در مــ ـنی ، در تــارو پودم
و موجـ ــی لــطیف برخاســ ـته از جــان تـو
تـا عـــمق وجــودم مــ ـی دود
و راهــی جــ ـاودانـه پـــیش رویــ ـم گســـترده مـی شود
و مــن پــ ــرواز مـی کنــ ـم بـه سـوی تو
به تــو می اندیــشم، به ارمـ ـــغان صبـح
به نــ ـامــت
کــ ـه عاشــقانه بر زبـان جـ ـاری می کنم
بــه تـــو می انــدیشـم ای عشــ ـــق ....

موضوع : عشق ،
خـ ــسته شــ ـدم ......
مــی خواهـ ـم در آغـ ــوش گرمـ ــت آرام گـ ــیرم
خسـ ــته شــ ـدم .....
بـ ــس که از سـ ـرما لـ ــرزیـ ـدم
بـ ـس که ایـ ـن کوره راه تـ ـرس آور زندگی را هراسان پیـمودم زخم پاهایـ ـم به مـن می خندد ...
خـ ـسته شـ ـدم ...
بـ ـس کـ ـه تنـ ـها دویـ ـدم
اشـ ـک گونـ ـه هایـ ـم را پـ ـاک کن و بر پـ ــبشانـ ـی ام بوسـ ــه بـ ـزن
مــ ـی خواهـ ـم با تــ ـو گریــ ـه کـ ــنم
خسـ ــته شـ ــدم بـ ــس کـ ــه ...
تنـ ــها گریـ ــه کــ ـــردم ...
می خواهــ ـــم د ستــــهایم را بـــ ـه گردنـــ ت بیــــ ـاویزم و شــــ ـانه هایـــ ت را ببوســ م
خســـ ـته شـــدم بـ ـــس که تنـ ـــها ایـ ـــستاده ام .

موضوع : عشق ،
شب تلخی است و من افسرده
اشک سردی است و چشمی مرده
عشق پاکی است و قلبی خسته
شب من منتظر صبح سپید
اشک من پیشکش خوبی تو
عشق من دستخوش باد هوا
می روم تنها تا خاطره ها
می سرایم غزلی از سر عشق
چشمهایم , دستهایم تو را می طلبند
تو بیا با من , تنها تو بخوان
غزل عاطفه ها
بنوازیم من و تو
ساز این هستی را
تا که مردم بدانند همه
من و تو همسفریم .

موضوع : عشق ،
که بودنت بهار و نبودنت خزانی سرد است .
تویی که تصور حضورت سینه ی بی رنگ کاغذم را نقش سرخ عشق می زند .
در کویر قلبم از تو برای تو می نویسم
ای کاش در طلوع چشمان تو زندگی می کرد .
تا مثل باران هر صبح برایت شعری می سرودم .
آنگاه زمان را در گوشه ای جا می گذاشتم و به شوق تو اشک می شدم .
و بر صورت مه آلودت می لغزیدم .
ای کاش باد بودم و همه عصر را در عبور می گذراندم
تا شاید جاده ای دور هنوز بوی خوب پیراهنت
را وقتی از آن می گذشتی در خود داشته باشد
که مرهمی شود برای دلتنگی هایم ...

موضوع : عشق ،
از نگاه همیشه منتظرم
از چشمان بارانیم
ازبوسه های نشکفته ام
بنو یسم برایت از ترسم
ترس از بی تو
ماندن وبی تو رفتن
بی تو گفتن وبی تو خواندن
بنویسم برایت از نغمه های شبانه غم
در
گنج عزلت تنهایی ام
بنویسم برایت از معنای زندگی
از اینکه من زندگی را در کنار تو بودن معنا می کنم
زندگی را برای تو سرودن معنا می کنم
من زندگی را در خروش چشمان نیلگونت معنا می کنم
من زندگی را در آغوش تو بودن معنا می کنم
معنای زندگی معنای بوسه های آتشین عشق است
زندگی یعنی عشق
موضوع : عشق ،

موضوع : عشق ، عکس ،


راز گل عشق


ابرها مثل من در کوچه پس کوچه های شهر سرگردانند!
باران میبارد و من غرق در زیر قطره های بارانم ،
دستهایم را بر روی گونه ام گذاشته ام تا کسی نفهمد که گریانم!
با دلهره از کوچه ها میگذرم ، نمیخواهم کسی بفهمد که در جستجوی یارم!
چه آرام میبارد باران بر تن نا آرامم ،
چه زیبا میریزد اشکهایم همراه با قطره های باران!
چه سخت میسوزد تن خسته ام ، به خدا مثل یک پرنده با بالهای شکسته ام!
کسی نمیداند که همراه با خود یک قلب شکسته دارم ،
به دنبال گلی هستم که تمام دنیا را در جستجوی او گشته ام !
این یک راز است که اینگونه عاشق شده ام ، ![]()
![]()
![]()
عاشق گلی که تنها با او ، به اوج عشق رسیده ام !
گلی که سالها در جستجوی او گشته ام ، با چشمهای خیس به او رسیدم !
او را از شاخه اش نچیدم تا خشک نشود ، مثل قلب من پر پر و شکسته نشود!
در همانجا برایش مردم و گفتم همانجا خاکم کنید ،
تا وقتیکه مردم با نام او رهسپارم کنید !
خاک شدم برای ریشه ی آن گل ، فدا شدم برای زیباترین گل!
آیا او باور کرد که به عشق وفادارم ، تنها او را میخواهم و با او همصدایم!
آیا او باور کرد که من فدایش میشوم !![]()
![]()
![]()
غریبه ای آمد و گلم را از شاخه اش چید و رفت
اینک این جان من است که خاک شد و
در ریشه های آن شاخه ی بی گل گرفتار شد ....
موضوع : عشق ،

موضوع : عشق ، عکس ،

موضوع : عشق ، عکس ،

موضوع : عشق ، عکس ،

موضوع : عشق ، عکس ،

موضوع : عشق ، عکس ،

موضوع : عشق ، عکس ،
مرا تنها نگذار ، باور کن عشق مرا ، بشنو درد دلهای مرا....
نرو که رفتنت دلم را بدجور میسوزاند،بمان و مرا آرام کن ،
این دل مرا که درگیر دل تو است امیدوار کن...
مرا تنها نگذار ، تازه گل همیشه بهاری مثل تو را پیدا کرده ام ،
آنقدر در جاده های بی کسی گشته ام که همسفر مهربانی مثل تو را یافته ام ،
من که قلبم را جز تو به کسی نداده ام ،
من که جز تو عاشق کسی دیگر نشده ام و با کسی دیگر هیچ عهدی را نبسته ام!
مرا تنها نگذار که تنهایی با من رفیق نیست ، نرو که زندگی بی تو زیبا نیست!
شبهای بی ستاره سهم من است از اینکه دیگر تو نیستی ،
آن لحظه دلتنگت هستم در حالی که هیچ ردپایی از تو نیست!
با آن آواز لالایی که برایم خواندی ،
به جای خواب همیشه چشمانم خیس است،
این ترانه غمگین زمزمه هر روز من است ،
مرا تنها نگذار که تنهایی منتظر آمدن من است!
غم به استقبال آمدنم نشسته ، قایق امیدم به گل نشسته ،
تمام درهای قلبت به رویم بسته ، مرا تنها نگذار ، به خدا دلم گرفته ...
مرا تنها نگذار به خدا دلم گرفته ،
بشنو دردهای مرا، بغض گلویم را گرفته ....
موضوع : عشق ،
بیداد عشق
ای داد و بیداد ، بیدار شو ! تو یک عاشقی هشیار شو!
خسته نشو ، این راه مال تو است ، با من بیا، این همسفر وفادار تو است....
به خدا دلش گرفتار تو است ، نگاهش همیشه به سوی تو است....
این دل درگیر تو است ، این دل بسته به وجود تو زنده است!
در مرام عشق بی وفایی نیست ، دل دادن کار هر دلداری نیست!
این دنیا از ما بی خبر نیست ، این ماییم که از دنیا بی خبریم...
ای داد و بیداد ، بیدار شو ، تو یک عاشقی هشیار شو...
نگذار جنون بیاید ، نگذار که این قلب بمیرد،
نگذار سیاهی جای او را در دلت بگیرد!
نگذار این ابر سیاه، آسمان آبی دلت را فرا بگیرد ،
نگذار تاریکی ها جای روشنایی ها را بگیرد!
ای داد و بیدار ، بیدار شو ، تو یک عاشقی هشیار شو...
نا امید نشو ، که امیدت از همین دور دستها نیز پیداست ،
عمر عشق زودگذر نیست ، تا آخر دنیاست!
در مرام عشق رفتن نیست ، در مرامش دلشکستن نیست
این تو هستی که دل میشکنی ، حرفهای مرا میفهمی؟
این تو هستی که چشمهای خیسش را نمیبینی!
بخواب که اینجا وقت خواب است ،
چشمهایت را بر روی هم بگذار که عشقهای این زمانه دیدنی نیست!
موضوع : عشق ،
تبلیغات 
